در برلیناله امسال فیلم داستانی «رویا» ساخته مهناز محمدی، کارگردان ایرانی، در بخش پانوراما اکران شد. این فیلم به مسئله مبارزه و مقاومت زنان در ایران میپردازد. ملیسا سوزِن، بازیگر اهل ترکیه، و مریم پالیزبان، بازیگر ایرانی، در آن نقشآفرینی کردهاند. در یادداشت پیشرو نگاهی کوتاه بر این فیلم خواهم داشت.
شخصیت مرکزی فیلم «رویا» زنی به همین نام است که در خیزش «زن زندگی آزادی» در تهران دستگیر و به زندان اوین منتقل شده است. او بهعنوان استاد دانشگاه متهم است که دانشجویان دختر را تحریک کرده که روسریهای خود را از سر درآورند و در آتش بسوزانند. رویا در سلول انفرادی بهسر میبرد و تنها راه نجاتش این است که در برابر دوربینِ تلویزیون اعتراف اجباری کند. والدین دانشجویان نیز اصرار دارند که اعتراف تلویزیونی انجام شود تا دخترانشان از زندان نجات یابند. رویا تا پایان فیلم که در مجموع چهل و هشت ساعت از زندگی او را در بر میگیرد، فرصت دارد تصمیم نهایی خود را بگیرد. او در این دو روز با پابند الکترونیکی به مرخصی میرود تا پدرش را که درگیر آلزایمر است ببیند و در خاکسپاری خواهرش شرکت کند.
فشار روانی ناشی از خشونت در زندان رویا را چنان شکننده کرده که هر لحظه ممکن است دست به اعتراف اجباری بزند. او در مدتی که خارج از زندان است همواره احساس میکند تحت تعقیب قرار دارد و چشمی ناپیدا همه رفتارهای او را میپاید. فضای خصوصی او کاملا از بین رفته و حتی هنگام دوش گرفتن و در آپارتمان شخصیاش امنیت ندارد.
بر دیوار خانه رویا عکس زنی آویزان است که چند سال پیش بر صورت او اسید پاشیده شده. این یکی از چندین عکسی است که رویا از قربانیان اسیدپاشی گرفته است. وجود این عکس و تصاویری آشنا از زندانیان دیگر شاهدی بر این واقعیت است که خشونت سیستماتیک در ایران پیشینهای طولانی دارد و یکشبه بهجود نیامده است. آنچه بر رویا میگذرد تنها حلقهای از زنجیره خشونتهای بیپایان در زندانها و خیابانهای کشور است.
رویا در طول فیلم حرف نمیزند. سکوت او میتواند معانی گوناگونی داشته باشد: در آغاز فیلم شاید واکنشی از سر ترس نسبت به شکنجه است. اینکه تنها دو روز برای تصمیمگیری وقت دارد، او را ساکتتر و آسیبپذیرتر هم میکند. اما با نزدیک شدن به پایان فیلم به نشانهای از مقاومت تبدیل میشود.
فیلم «رویا» از نظر موضوعی در دسته فیلمهایی قرار میگیرد که در چند سال گذشته به مسئله مبارزه و مقاومت زنان در ایران پرداختهاند. در برخی از این فیلمها کیفیت هنری فدای پیام فیلم شده و فیلم را در حد ابزاری برای نمایش عجولانه پایین آورده است. به گمانم یکی از نقاط قوت فیلم «رویا» این است که حالت شعاری پیدا نمیکند و داستان خود را با کیفیتی قابل قبول دنبال میکند.
در عین حال، یکی از نقاط ضعف فیلم این است که رویا کلکسیونی از انواع بدبختیها است: با شوهرش رابطه ندارد، پدرش دچار آلزایمر است، خواهرش در گیر و دار دستگیری او مُرده و خودش هم در زندان است. مجموعه شرایطی که زندگی رویا را میسازد تاحدودی اغراق شده به نظر میرسد. همچنین سکوت دائمی او گرچه قابل فهم است، اما به گمانم حالتی سمبولیک پیدا کرده و امکان همذاتپنداری را در بیننده کاهش میدهد.
فیلم «رویا» دومین اثر بلند مهناز محمدی، فیلمساز ایرانی، است که سالهاست مبارزه و مقاومت زنان را مستندنگاری میکند. او تاکنون چند بار دستگیر و به هفت سال زندان محکوم شده است.
نویسنده: مریم مردانی
Bild: Berlinale Press Photos
